آینده به سمت Niche است: راهنمای برندها برای جوامع نیش محبوب

تو دنیای شبکه‌های اجتماعی، واقعاً برای هر کسی یه چیزی پیدا میشه. هرچی که بخوای، یه گوشه‌ای از شبکه‌های اجتماعی براش ساخته شده.
فرهنگ شبکه‌های اجتماعی هم بیشتر توسط همین کامیونیتی‌های کوچیک و تخصصی که دور یه علاقه‌ی خاص جمع شدن، زنده نگه داشته میشه.

مثلاً دوست داری آخر شب با دیدن یه مستند خوب ریلکس کنی؟ یه ساب‌ردیت مخصوص همین کار هست!
یا اگه عاشق اینی که تو روتین مراقبت پوستت کلی چیز جدید امتحان کنی، کلی گروه تو فیس‌بوک، ساب‌ردیت، کانال دیسکورد و هزارجای دیگه هست که میتونی کشفشون کنی.

این کامیونیتی‌های خاص، با رشد شبکه‌های اجتماعی بزرگ‌تر شدن، یه بخشیش هم به خاطر زیاد شدن مایکرواینفلوئنسرها و کریتورهایی هست که دور این موضوعات فعالیت دارن.

مایکرواینفلوئنسرها و کامیونیتی‌های خاصی که توش فعالن، باعث شدن تو بعضی از ساب‌کالچرها و صنعت‌ها، جریان‌ساز بشن و بحث و گفتگو راه بندازن و حتی باعث وایرال شدن ترندها تو شبکه‌های اجتماعی بشن.

کریتورهای کوچیکی که چیزی بین ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار فالوئر دارن، معمولاً بیشتر با فالوئراشون تعامل دارن، واسه همینم کامیونیتی‌هایی میسازن که توش روابط واقعی شکل می‌گیره و طرفداراشون واقعاً براش ارزش قائلن.

برندها میتونن با استفاده از این ارتباط نزدیک و جامعه‌های کوچیک و پرتعامل این کریتورها، آگاهی از برندشون رو ببرن بالا و مشتری‌های وفادار پیدا کنن.

علاوه بر این، اگه برندها حرف دل این کامیونیتی‌های خاص رو گوش بدن و باهاشون تعامل کنن، میتونن همیشه تو جریان فرهنگ روز بمونن و بهتر نبض مخاطباشون رو بگیرن.

تو این بلاگ میریم سراغ جوامع نیش و برنامه‌هایی که میتونیم برای جذب اونها در پلتفرم‌های مختلف داشته باشیم.

جامعه‌ی خاص (niche community) یعنی چی؟

جامعه‌ی خاص یا “نیش کامیونیتی” یه گروهیه که دور یه جمعیت، علاقه یا هدف مشخص جمع شدن.
آدمایی که خودشونو جزو یه نیش کامیونیتی میدونن، معمولاً یه طرز فکر یا یه علاقه‌ی مشترک دارن که باعث میشه به هم وصل بشن، حتی اگه تو بقیه‌ی بخشای زندگی‌شون با هم کلی فرق داشته باشن.

این جور گروه‌ها ممکنه رسمی باشن و قوانین و شرایط خاصی برای عضویت داشته باشن، یا خیلی خودمونی و راحت باشن و فقط واسه تعامل و ارتباط شکل گرفته باشن.
تو شبکه‌های اجتماعی، بیشتر این نیش کامیونیتی‌ها حالت غیررسمی دارن و توی هشتگ‌ها، بخش کامنت‌ها، تاپیک‌های ردیت، گروه‌های فیسبوکی و چیزای شبیه این پیدا میشن.

گوش دادن به حرف این جامعه‌های خاص و تعامل باهاشون، اساس استراتژی بازاریابی نیش حساب میشه.
واسه برندها، این مدل بازاریابی معمولاً یعنی همکاری با اینفلوئنسرها، ساختن یا حضور داشتن تو این فضاهای خاص، یا تبلیغات خیلی هدفمند تو شبکه‌های اجتماعی.

چرا برندها باید با این جامعه‌های خاص درگیر بشن؟

توی فستیوال SXSW سال ۲۰۲۵، یکی از نکته‌های مهمی که لیا هابِرمن (اینفلوئنسر) روش تاکید کرد، این بود که همه چیز برمیگرده به نیش!
یعنی چی؟ یعنی جامعه‌های خاص و کریتورهایی که تو این فضاها فعالیت میکنن، برگ برنده‌ی برندها هستن واسه اینکه بتونن واقعی‌تر به نظر برسن و از نظر فرهنگی به مخاطباشون نزدیک‌تر بشن.
چیزی که مردم این روزا واقعاً دنبالش هستن همون اصالت و ارتباط واقعیه، که با حضور تو این کامیونیتی‌های خاص به دست میاد.

تعامل با جامعه‌های خاص چجوری باید باشه؟

اگه بخوای با نیش کامیونیتی‌ها درست ارتباط بگیری، باید واقعاً فرهنگ و علایقشون رو بشناسی و بدونی چطوری با هم تعامل دارن.
چیزایی مثل گوش دادن به حرفاشون تو شبکه‌های اجتماعی (سوشال لیسنینگ)، تحقیق، زیرنظر داشتن رفتاراشون و همکاری با اینفلوئنسرها کمک میکنه تا بفهمی چجوری باید باهاشون ارتباط واقعی و درست برقرار کنی.

خانم دکتر رجینا مور، یکی از بنیان‌گذاران کامیونیتی “Women’s Personal Finance” (یه جامعه مالی آموزشی مخصوص زنان و افراد غیر دودویی)، میگه برندها باید حواسشون باشه که:
«ما اینجا داریم روی چیزی تمرکز میکنیم که واقعاً برامون مهمه.»

مایکرواینفلوئنسرها معمولاً نقش نگهبان این جامعه‌های خاص رو دارن و این مسئولیت رو جدی میگیرن، مخصوصاً وقتی قراره یه برند رو وارد این فضا کنن.

دکتر مور میگه:
«کسایی مثل ما که کیفیت کار براشون از کمیت مهم‌تره، خیلی حساس و دقیق انتخاب میکنن که با چه برندهایی همکاری کنن.»

برندها چجوری باید وارد این فضا بشن؟

برندها باید با فکر و با انعطاف وارد نیش کامیونیتی‌ها بشن و همکاری با اینفلوئنسرها رو سبک‌سنگین کنن.
اگه این کار درست انجام بشه، بازاریابی نیش کلی فایده داره و میتونه کل استراتژی شبکه‌های اجتماعیت رو قوی‌تر کنه. مثلاً:

 وفاداری مشتری‌ها رو بیشتر میکنه
وقتی با نیش کامیونیتی‌ها تعامل داشته باشی، ارتباطت با مشتریات قوی‌تر میشه. چون اونجا جاییه که مخاطبات واقعاً حس ارزشمندی دارن.
اگه مشتریا ببینن که برندت واقعاً و بدون ادا تو جامعه‌شون فعاله، حس نمیکنن که فقط یه “فروش دیگه” برات هستن.
اینطوری با گذر زمان، وفاداریشون به برندت بیشتر میشه و حتی تبدیل میشن به کسایی که برندتو به بقیه معرفی میکنن (تبلیغات دهان به دهان)، که این خودش باعث بزرگتر شدن دایره مشتریات میشه.

دسترسی به مخاطبای هدفمند

تو که بهتر از هرکسی میدونی محصولات و خدماتت قرار نیست واسه همه‌ی آدمای دنیا جذاب باشه.
با حضور تو نیش کامیونیتی‌ها، میتونی مستقیم دست بذاری روی مخاطبایی که دقیقاً شبیه مشتری ایده‌آلت هستن، حتی ممکنه بازارای جدیدی هم کشف کنی.

ارتباط گرفتن با این جامعه‌های هدفمند، تعاملتو خیلی بیشتر میکنه و کلی اطلاعات ارزشمند از شبکه‌های اجتماعی بهت میده، چیزایی که تو فضای عمومی کمتر پیدا میشه.
مایکرو و نانو اینفلوئنسرها تو این مرحله خیلی به درد میخورن، چون راه برندتو باز میکنن و یه جورایی میان واسطه میشن تا راحت‌تر وارد این فضاها بشی.

ساخت اعتبار و تخصص

اگه بخوای توی صنعتت به یه صدای معتبر تبدیل بشی، باید به عنوان یه متخصص واقعی تو اون فضا شناخته بشی.
وقتی مردم واسه گرفتن اطلاعات و مشورت توی یه موضوع خاص میان سراغ تو، یعنی برندت حسابی اعتماد جمع کرده و این تو بلندمدت به نفع جیبت هم تموم میشه.

چه از طرف تیم مدیرای برندت باشه چه خود برندت مستقیماً، حضور تو نیش کامیونیتی‌ها نشون میده که کارت درسته و خود اهل اون فضا هم قبولت دارن.

بالا بردن سواد فرهنگی

وقتی وقت بذاری و تو این کامیونیتی‌های خاص حضور داشته باشی، هم فرصت داری گوش بدی، هم وارد بحث بشی.

گوش دادن به حرفای مردم و دنبال کردن بحث‌ها تو این فضاهای کوچیک، یکی از بهترین راه‌هاست واسه اینکه بفهمی چه چیزی ترند شده، چرا مردم به یه چیزی علاقه نشون میدن، و چطوری میتونی وارد این موج بشی.
شبکه‌های اجتماعی خیلی شلوغن، ولی نیش کامیونیتی‌ها یه نگاه فیلتر شده و دقیق بهت میدن از اینکه مشتریات واقعاً چی فکر میکنن و چه حسی دارن.

خیلی از چیزایی که تو شبکه‌های اجتماعی وایرال میشه، اول از همین فضاهای کوچیک و خاص شروع میشه.
مایکرو و نانو اینفلوئنسرها هم معمولاً نقش مهمی دارن تو اینکه این ترندها رو از جامعه‌های کوچیک به بقیه‌ی پلتفرما ببرن.

چند نمونه از برندهایی که تو جامعه‌های خاص فعالیت دارن

حالا که نیش کامیونیتی‌ها هم تو شبکه‌های اجتماعی بزرگ (مثل اینستاگرام و تیک‌تاک) فعالن، هم تو شبکه‌های غیرمتمرکزتر (مثل دیسکورد و ماستادون)، برندها کلی فرصت دارن که خودشونو به این مخاطبا برسونن.

مثلاً برند انگلیسی Dr. Martens (دکتر مارتنز) سال‌هاست که با کلی زیرفرهنگ (ساب‌کالچر)، مخصوصاً تو دنیای موسیقی، گره خورده.
این برند همیشه با هنرمندای معروف بین‌المللی کمپین اجرا کرده، اما خوب میدونه که کار کردن با استعدادای در حال رشد هم کلی ارزش داره.

یه نمونه‌ش اینه که Dr. Martens با خواننده‌ی تازه‌کار “کاریس آبرن” همکاری کرد تو کمپینی به اسم #TeamUpOnTheTrack.
تو این کمپین از طرفدارای برند خواستن که عکس و ویدیوهایی از خودشون با بوت‌های معروف مارتنز درست کنن و بفرستن.
این محتواهای تولید شده توسط کاربرا (UGC) بعداً تو موزیک ویدیوی آهنگ “Daydream” کاریس آبرن استفاده شد.

کاریس آبرن چندتا ویدیوی وایرال تو تیک‌تاک ساخت که بین جامعه‌ی خاص خودش حسابی گرفت. اینطوری Dr. Martens هم تونست از محبوبیت روزافزونش بین طرفداراش و جامعه‌ی هنرمندای مستقل بهره ببره.

برندها چطوری میتونن خودشون جامعه‌ی خاص بسازن؟

برندها فقط لازم نیست برن سراغ نیش کامیونیتی‌های موجود؛ میتونن خودشونم روی پلتفرمای خودشون جامعه‌ی خاص بسازن.

مثلاً برند “سفورا” (Sephora) یه جامعه راه انداخته به اسم Beauty Insider Community که حالت شبکه اجتماعی داره.
تو این فضا، کاربرا میتونن از همدیگه مشاوره بگیرن و حتی عضو گروه‌های کوچیک‌تر و تخصصی‌تر بشن که روی بخش‌های خاصی از آرایش و زیبایی تمرکز دارن.

این کامیونیتی بخشای مختلفی داره: فروم‌های گفتگو، محتوا از اینفلوئنسرها، گالری‌های عکس و چالش‌های رقابتی.
همه‌ی این‌ها باعث شده که یه فرهنگ قوی دور برند سفورا شکل بگیره و وفاداری مشتری‌ها هم خیلی قوی‌تر بشه.

ردبول چطوری تو جامعه‌های خاص فعاله؟

تو ردیت (Reddit) کلی ساب‌ردیت (انجمن کوچیک) هست که درباره‌ی ردبول و مخصوصاً امپراطوری ورزشیش ساخته شده.
ردبول با یوزرنیم u/redbullgivesyouwings تقریباً هر روز تو این کامیونیتی‌های ورزشی خاص مثل BMX و اسکیت‌بوردینگ پست میذاره.
ویدیوهایی از حرکات ورزشی خفن منتشر میکنه و با کاربرا وارد گفتگو میشه.

این کار باعث میشه ردبول واقعاً جزئی از مکالمه‌ی این جامعه‌ها بشه و تعامل رو همیشه زنده نگه داره.

نیش کامیونیتی‌های تیک‌تاک

ساب‌کالچرها (زیرفرهنگ‌ها) و کامیونیتی‌های کوچیک تو تیک‌تاک حسابی رشد کردن.
اینجا یه جاییه که ترندها خیلی سریع وایرال میشن و بعدش به بقیه‌ی پلتفرم‌ها هم سرایت میکنن.
توی تیک‌تاک معمولاً برای راحت‌تر پیدا کردن موضوعات، آخر اسمشون “Tok” اضافه میکنن.
مثلاً “BookTok” یا “FoodTok”.

چندتا از علایق پرطرفدار و خاص تو تیک‌تاک رو ببینیم:

BookTok

عاشق کتاب خوندنی؟ پس BookTok دقیقاً جای توئه!
از داستان‌های رومنتسی (عاشقانه-فانتزی) گرفته تا تریلرهای هیجان‌انگیز، تو BookTok کلی آدم عاشق کتاب دور هم جمع شدن.
نویسنده‌ها و کتابخون‌ها اینجا درباره‌ی کتاب‌های جدید، آثار موردعلاقه‌شون و حتی گاهی دعواهای لیست پرفروش‌ها بحث میکنن.

جالبه بدونی که این جامعه‌ی پرشور و هیجان، تاثیرش از تیک‌تاک فراتر رفته؛ باعث شده فروش کلی کتاب بره بالا و حتی بعضی کتابفروشی‌ها دوباره جون بگیرن.
BookTok فقط به خود کتاب محدود نمیشه؛ کلی هم درباره‌ی دکور قفسه‌های کتاب و استایل خونه محتوا تولید میکنن.
واسه همین برندهای مختلف، حتی خارج از صنعت کتاب هم میتونن از این فضا استفاده کنن و وارد این جامعه‌ی خاص بشن.

HealthTok

اگه به فیتنس، تغذیه و سلامتی علاقه داری، HealthTok جای توئه!
تو این فضا، مربی‌های بدنسازی، متخصص‌های تغذیه، دکترهای پوست و کلی آدم حرفه‌ای دیگه شدن اینفلوئنسر و میان تو تیک‌تاک نکته‌های کوتاه و کاربردی درباره‌ی سلامتی میذارن.

البته یه نگرانی درباره‌ی پخش اطلاعات غلط درباره‌ی سلامت وجود داره، اما خوشبختانه حضور دکترها و متخصص‌های واقعی تو این فضا داره قوی‌تر میشه.
این یعنی برندها میتونن با کمک افراد متخصص هم اطلاعات درست به مخاطب بدن، هم با اطلاعات اشتباه مقابله کنن. (چون طبق تحقیق، ۹۳٪ مصرف‌کننده‌ها فکر میکنن برندها باید تو مبارزه با اطلاعات غلط بیشتر فعال باشن.)

FinTok

آدما دارن کنترل آینده‌ی مالی خودشونو دست میگیرن و تو FinTok حسابی دارن یاد میگیرن. از برنامه‌ریزی برای بازنشستگی گرفته تا آموزش خرید سهام و مدیریت بودجه.

هشتگ #PersonalFinance تو تیک‌تاک بیش از ۴ میلیارد بازدید داره! 😲
کاربرا تو این جامعه میان ترفندهای مالی که خودشون امتحان کردن و جواب گرفته رو با هم به اشتراک میذارن.

برندها تو این فضا فرصت دارن که هم به آموزش مالی مردم کمک کنن، هم محصولات، اپلیکیشن‌ها یا سرویس‌هایی که به مدیریت پول کمک میکنه رو معرفی کنن.

CleanTok

کی فکرشو میکرد تماشای تمیزکاری اینقدر آروم‌کننده باشه؟ 😂
تو CleanTok ویدیوهایی می‌بینی از آدمایی که دارن خونه، اتاق یا ماشینشونو تمیز میکنن.

این ویدیوها معمولاً با محصولات رنگارنگ و صداهای ASMR مانندی همراهه که یه حس خفن آرومی میده.
این ترند حتی به فضاهای خاص‌ترم کشیده شده، مثلاً تمیز کردن سنگ قبر!

CleanTok یه فرصت فوق‌العاده برای همکاری برندیه، حتی فراتر از محصولات تمیزکننده.
مثلاً یه شرکت بازی‌سازی به اسم HOMA یه بازی موبایلی به اسم Clean It ساخت که بر اساس ترند CleanTok بود تا کسایی که عاشق حس آروم تمیزکاری بودن، جذب کنه.

BeautyTok

بیوتی اینفلوئنسرها که تو یوتوب ترکوندن، حالا تو تیک‌تاک هم جامعه‌های زیبایی، آرایش و مراقبت از پوست مخصوص خودشونو دارن.

فقط ستاره‌های معروف نیستن؛ کلی میکرو اینفلوئنسر هم اینجان که ویدیوهای “بیا با من آماده شو”، نقد محصولات، معرفی جایگزین‌های ارزون‌تر (dupeها) و ترفندهای شخصی زیبایی رو به اشتراک میذارن.

تولید محتوای کاربرمحور (UGC) اینجا خیلی پتانسیل داره. اگه برندت محصولاتشو تو قالب محتوای خودمونی و واقعی معرفی کنه، میتونه مستقیماً با نیازهای این جامعه ارتباط بگیره.

TravelTok

این جامعه‌ی خاص هم همون‌طور که می‌تونه الهام‌بخش باشه، جنبه‌ی کاربردی هم داره.
توی این فضا، اینفلوئنسرها ویدیوهایی میذارن که نشون میدن به مکان‌های زیبا سفر میکنن، غذای گران‌قیمت می‌چشند و به مخاطب ایده‌هایی برای تکمیل لیست آرزوهاشون میدن.

اما یه بخش دیگه از این جامعه هم مشاوره و نکات مفید برای سفر به مقاصد خاص یا برای نوع خاصی از مسافرها ارائه میده. مثلاً یکی از این حساب‌های مشهور، PlusSizeParkHoppers هست که یه گروه از دوستای عاشق پارک‌های دیزنی هستن و نکات دسترسی‌پذیری رو برای بازی‌ها، رستوران‌ها و هتل‌ها به اشتراک میذارن.

این نوع محتوای واقعی و قابل ارتباط به مسافرا کمک کرده که مکان‌های مخفی و زیبایی رو پیدا کنن که در راهنماهای مسافرتی معمولی ذکر نمیشن.
مکان‌هایی که تو TravelTok وایرال میشن، معمولاً تعداد بازدیدکننده‌هاشون بیشتر میشه و مردم از سراسر دنیا به سمتشون جذب میشن، کسایی که شاید قبلاً حتی اسمشونو نشنیده بودن.

نیش کامیونیتی‌های ردیت

ردیت یه شبکه‌ای از میلیون‌ها ساب‌ردیت (یعنی فروم‌ها یا تاپیک‌های مخصوص موضوعات خاص) هست.
کاربرا توی ردیت معمولاً بیشتر ناشناس هستن و این فرصت رو دارن که وارد بحث‌ها و علایق خاص بشن به شیوه‌ای که شاید تو شبکه‌های اجتماعی دیگه نتونن.
Keith Nieves، مدیر برنامه‌های اجتماعی Sonos میگه که راز موفقیت برندها تو ردیت اینه که دو قانون کلیدی رو به یاد داشته باشن:
۱. خودتو به‌عنوان یه انسان واقعی نشون بده
۲. در خدمت جامعه باش

“ساب‌ردیت رو مثل یه کافی‌شاپ یا پاب (بار) تصور کن. هیچ‌کس از میز به میز نمیره و دست نمیده که بپرسه چطور می‌تونه کمک کنه و خودش رو توی گفتگوها وارد کنه.”
او توضیح میده: “آرام باش. در دسترس باش. مفید باش. به جامعه فضا بده، اما از درگیر شدن نترس. مخصوصاً اگه بتونی عالی عمل کنی.”

حالا بیایید نگاهی بندازیم به بعضی از پرطرفدارترین نیش‌های ردیت.

ساب‌ردیت‌های مالی شخصی

هزاران ساب‌ردیت توی فضای مالی شخصی وجود داره که کاربران برای به اشتراک گذاشتن ایده‌ها و یادگیری با هم جمع میشن  و شاید تو همین مسیر حتی پولدار بشن!
این نیش‌ها شامل موارد مختلفی میشه:

جوامع خاص سبک زندگی

جوامع خاص معمولاً در کانال‌های مختلف رشد می‌کنن، و کاربران در چندین فضای مختلف همدیگه رو پیدا می‌کنن. این موضوع به‌ویژه در جوامع سبک زندگی صدق می‌کنه.

جوامع سلامت و تندرستی

نیش‌های مختلفی در دنیای سلامت و تندرستی وجود داره. در سراسر تیک‌تاک، اینستاگرام، ردیت و بیشتر شبکه‌های اجتماعی، جوامع حول ورزش، محصولات سلامت، خودمراقبتی و بیشتر ساخته می‌شن.
بسیاری از این جوامع به‌عنوان فضایی امن برای کاربران عمل می‌کنن، به‌ویژه در مورد موضوعات بحث‌برانگیز مثل تصویر بدن. شناسایی این مسئله برای بازاریابی تأثیرگذار اصیل در فضای سلامت و تندرستی بسیار مهمه.

لیندزی یئوم، یک مربی شخصی و میکرو-اینفلوئنسر، میگه جوامع سلامت و تندرستی در شبکه‌های اجتماعی باعث تغییر برخی فرهنگ‌های مسموم سلامتی شده. “یادم میاد وقتی کوچیک‌تر بودم، تناسب اندام برای زن‌ها فقط به یک هدف اختصاص داشت: لاغرترین بودن.”
“ولی حالا در شبکه‌های اجتماعی، می‌تونی جوامع خاصی پیدا کنی که به روش‌های سالم‌تری برای فیت شدن اختصاص دارن، مثل وزنه‌برداری، پاورلیفتینگ، یوگا و تغذیه که از فرهنگ رژیم‌داری دور می‌زنن.”

یئوم جوامع آنلاین سلامت خاص رو یک مکان عالی برای برندها می‌بینه که همکاری‌های برند خود رو فراتر از شبکه‌های اجتماعی ببرن. “اگه داری با یک اینفلوئنسر همکاری می‌کنی، ازش بپرس که آیا رویدادهای محلی‌ای هست که اون‌ها برگزار می‌کنن و تو می‌تونی بیای، از جامعه حمایت کنی و محصولات یا نمونه‌ها رو ارائه بدی.”

جوامع سفر

جوامع خاص سفر، مثل یه راهنمای مسافرتی برای مسافران امروزی هستن که از طریق شبکه‌های اجتماعی به هم وصل میشن تا بتونن از تجربیات همدیگه برای برنامه‌ریزی سفرشون و دیدن جاهای مختلف کمک بگیرن.

همچنین شراکت ردیت با گوگل باعث شده که مسافرایی که دنبال ایده‌ها و نکات جالب هستند، بیشتر به گروه‌های خاص ردیت هدایت بشن. برندهایی مثل هتل‌ها و شرکت‌های هواپیمایی می‌تونن با دنبال کردن این گفتگوها و شرکت توشون، خدمات خودشون رو بهتر از قبل متوجه بشن و به نیازهای مسافرا پاسخ بدن.

جوامع مد

مد یه جورایی بخش مهمی از هویته، به طوری که بعضی استایل‌ها نشون‌دهنده “عضویت” تو یه گروه خاص می‌شن. حالا این جوامع توی شبکه‌های اجتماعی به یه راه جدید برای آدمایی تبدیل شده که دنبال آخرین مدها و یا حتی سبک‌های قدیمی هستن، می‌خوان استایل‌های جدید رو پیدا کنن و درباره شون حرف بزنن.

تو تیک‌تاک، فیس‌بوک، اینستاگرام و ردیت، جوامع مد خاصی وجود دارن که یا محل خرید و فروش لباس‌ها هستن یا فضاهایی برای بحث و تبادل نظر درباره مدهای مختلف. توی تیک‌تاک هم که اصلاً این فضا خیلی فعال شده، محتواهای مد معمولاً بازخورد خیلی خوبی می‌گیرن.

پلتفرم‌هایی مثل پاش‌مارک هم نقش مهمی دارن که به کاربران این جوامع کمک می‌کنه تا لباس‌های دست‌دوم بخرن و بفروشن. پاش‌مارک خودش هم به‌نوعی مثل یه فضای اجتماعی عمل می‌کنه، جایی که کاربران می‌تونن ویدیوهایی از آیتم‌های خودشون بزارن، همدیگه رو دنبال کنن و نظراتشون رو بگن.

جوامع خاص فضاهایی هستن که به ارزش‌ها و علایق خاص گروه‌ها وصل می‌شن. اینکه چطور توی اینترنت ظاهر می‌شن، به طور طبیعی با تغییر رفتارها تغییر می‌کنه. برندهایی که می‌خوان وارد یه شراکت با این جوامع بشن بدون اینکه این رو بفهمن، احتمالاً موفق نمی‌شن.

مثلاً جامعه WPF مخالف فشن سریع هستن و بیشتر در مورد مصرف‌گرایی صحبت می‌کنن. دکتر مور میگه: “ما هیچ‌وقت با یه شرکت فشن که هزاران مدل لباس پلاستیکی تولید می‌کنه، همکاری نمی‌کنیم.” او ادامه میده: “اگه به ما پیام میدین، می‌خوایم بدونیم چرا ما براتون جالب بودیم، چی در ما هست که به عنوان برند با شما ارتباط برقرار کرده.”

جوامع گیمرها

بازی‌های ویدیویی از زمانی که اولین نینتندوها اومدن، خیلی تغییر کرده و حالا افراد از همه سنین با هم یا تنها بازی می‌کنن توی انواع مختلف بازی‌ها. صنعت بازی هم می‌تونه برای برندها و اینفلوئنسرها تاثیر زیادی داشته باشه و پول زیادی بیاره.

Alisha Ether که به اسم LeeshCapeesh شناخته میشه میگه جامعه گیمرها خیلی رو روندها و فرهنگ تاثیر گذاشته. او میگه: “ستاره‌های امروزی دارن به استریم بازی‌ها یا محتوای ‘فقط چت کردن’ میرن و این روند خیلی زیاد شده.” او اضافه می‌کنه: “حتی می‌بینیم استریمرهایی مثل Kai Cenat و IShowSpeed به رویدادهای بزرگ میرن شاید باید بگم استریمرها ستارگان جدید هستن؟”

جوامع خاص بازی حول انواع خاصی از بازی‌ها مثل بازی‌های ترسناک (که یکی از تخصص‌های Ether هست) یا ورزشی و حتی استریمرهای فردی خودشون هم وجود دارن.

Ether میگه: “برندها معمولا با همون روش قدیمی یعنی یک توییت و یک استریم دو ساعته که استاندارد صنعت شده، به من نزدیک میشن. این برای برندها مفیدتر میشه که به اینفلوئنسر این امکان رو بدن که خودش نظر داشته باشه توی نحوه تعامل با جامعش.” وقتی Ether با e.l.f. Cosmetics همکاری کرد، اون‌ها محتوای مشترکی ایجاد کردن که Ether می‌دونست برای مخاطبانش جذاب خواهد بود. ویدیو به سبک “با من آماده شو” Ether که مجموعه Game Up برند رو به نمایش گذاشت، باعث شد که با یک کراس‌اُور با #BeautyTok دسترسی‌شون گسترش پیدا کنه.

این بلاگ به ما درباره‌ی نیش مارکت یاد داد و فهمیدیم نیش مارکت چی هست و چطور این کامیونیتی ها به کسب و کارها مخصوصا کسب و کارهای کوچیک و متوسط کمک میکنه.

انواع کامیونیتی ها رو دیدیم و شناختیم و الان میتونیم از مثال‌هایی که دیدیم الهام بگیریم برای ساخت کامیونیتی کسب و کارهای خودمون.

امیدواریم با خوندن این بلاگ بتونید یک قدم در کسب و کارتون جلو برید.

ممنون از توجهتون

ترجمه و تلخیص: فاطمه شریف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط