چطوری بفهمیم چقدر معروفیم؟ ۱۰ تا معیار که باید حواسمون بهشون باشه!

آگاهی از برند (Brand Awareness) برای خودش یه ترفند ذهنی به حساب میاد. تا چشممون به یه لوگو میفته، یه آهنگ تبلیغاتی (جینگل) به گوشمون می‌خوره یا یه رنگ خاص رو می‌بینیم، کُلِ تصوراتمون از اون برند مثل فشفشه میاد تو ذهنمون.

اما خب، اندازه‌گیری همچین چیز گنگ و ناملموسی کار آسونی نیست. آخه دقیقاً چطوری می‌شه فهمید برند شما چقدر تو ذهن مردم جا باز کرده و تأثیر گذاشته؟

اینجاست که معیارها حسابی به دادمون می‌رسن. اینا میان و اون تأثیرات ریز ولی درشت برند شما رو شکار می‌کنن. از اینکه چند نفر توی شبکه‌های اجتماعی اسمتون رو میارن تا اینکه چقدر سرچ می‌شید، این معیارها بهمون میگن برند شما چقدر تو بورس هست و چقدر نفوذ داره.

در این بلاگ، ما ۱۰ تا از این معیارهای اصلی رو معرفی می‌کنیم، یاد می‌گیریم چطوری آگاهی از برند رو اندازه بگیریم، و البته میگیم چرا اصلاً باید این کار رو بکنیم.

چرا اصلاً باید حواسمون به آگاهی از برند باشه؟

آگاهی از برند کلاً یه مسئله مرگ و زندگیه تو فرآیند تصمیم‌گیری مشتری. وقتی یه برند به گوشتون خورده باشه، احتمال اینکه سراغش برید خیلی بیشتر میشه. قدرت آگاهی از برند اینه؛ هم باعث میشه مردم بشناسنتون و هم تصورشون رو راجع به شما شکل میده و روی هر تعاملی که با مشتری دارید، تأثیر میذاره.

به طور خاص، اندازه گرفتن آگاهی از برند این مزایا رو براتون داره:

۱. می‌تونید بفهمید تلاش‌های بازاریابیتون چقدر خوب بوده

این سؤال‌ها احتمالاً بارها تو ذهنتون اومده: آیا نرخ تبدیل (Conversion Rate) تبلیغات هدفمند توی شبکه‌های اجتماعی نسبت به فصل قبل بیشتر شده؟ آیا همکاری با فلان اینفلوئنسر باعث شده اسم برند بیشتر شنیده بشه و مردم نظرات مثبت بیشتری بدن؟

اندازه‌گیری آگاهی از برند، میزان نفوذ شما رو به صورت عدد و رقم نشون میده و بهتون میگه آیا دارید بهترین بازدهی رو در ازای پولی که خرج می‌کنید، می‌گیرید یا نه.

مثلاً: اگه بعد از اینکه یه اینفلوئنسر یه پست اینستاگرامی خیلی وایرال منتشر می‌کنه، می‌بینید که تعداد دفعاتی که از برند شما حرف می‌زنن بالا رفته، یعنی آگاهی از برندتون بهتر شده.

اصلاً نگاه کردن به داده‌های پست‌هایی که حسابی معروف میشن، به ما کمک می‌کنه بفهمیم کدوم پلتفرم اجتماعی، چه نوع پستی و کدوم اینفلوئنسرها بهتر از همه می‌تونن برند ما رو به گوش آدم‌های بیشتری برسونن. بعدش شما می‌تونید «تخم مرغ‌های بیشتری رو تو سبدهایی بذارید که بیشتر از بقیه امیدبخش هستن». (یعنی همونجا بیشتر سرمایه‌گذاری کنید!)

۲. اعتماد و وفاداری مشتری‌ها رو می‌سنجید

وقتی مشتری‌ها دائماً برند شما رو به بقیه ترجیح میدن، این یه علامت واضح و شفافه که به شما اعتماد دارن و وفادارند.

مشتری‌های وفادار فقط محصولات شما رو نمی‌خرن؛ اونا تبدیل به طرفداران پروپاقرص برند شما میشن. شما رو به دوستاشون معرفی می‌کنن، کامنت‌های مثبت میذارن و حتی وقتی رقیبا چیزای جدیدی ارائه میدن، باز هم به شما وفادار می‌مونن.

زیر نظر گرفتن اینکه تعاملات شبکه‌های اجتماعی — مثل کامنت‌ها، اشتراک‌گذاری‌ها و اشاره‌ها به برند — کِی اوج می‌گیرن، کلی چیز در مورد اینکه مشتری‌ها چطور برند شما رو می‌بینن و باهاش ارتباط برقرار می‌کنن، به ما نشون میده.

این اطلاعات، اگه در کنار تجربه‌های مثبت مشتری‌ها و خریدهای تکراری قرار بگیره، نشون میده که اعتماد و وفاداری مشتری‌ها به برند شما خیلی قویه.

۳. جایگاه رقابتی خودتون رو بهتر می‌فهمید

وقتی بدونید مخاطب هدفتون چقدر با برند شما در مقایسه با بقیه رقبا آشناست، یه تصویر واضح از جایگاهی که تو بازار دارید به دست میارید.

در اندازه‌گیری آگاهی از برند، قضیه رو مثل یه مسابقه محبوبیت در نظر بگیرید که می‌خواید بفهمید چه کسی تو این دو سرعت پیشتازه. آیا شما انتخاب اول مردمید یا باید بیشتر تلاش کنید تا پله‌ها رو بالا برید؟

این فقط برای پز دادن نیست. دونستن اینکه کجا ایستاده‌اید، شکاف‌های بازار و فرصت‌های جدید رو بهتون نشون میده.

اگه آگاهی از برند شما تو یه گروه سنی خاص بالاست ولی تو یه گروه دیگه پایینه، یعنی یه فرصت رشد بالقوه پیدا کردید. از طرف دیگه، اگه یه رقیب داره یه بخش خاصی از بازار رو قبضه می‌کنه، وقتشه که استراتژیتون رو اونجا عوض کنید.

۴. برای همکاری‌ها و ائتلاف‌های استراتژیک، اطلاعات خوبی به دست می‌آورید

وقتی برند شما شناخته شده و خوش‌نام باشه، خود به خود همکاری های درست و حسابی رو جذب می‌کنید.

قضیه خیلی ساده است؛ هر چقدر آدم‌های بیشتری برند شما رو بشناسن، برای هم‌پیمانان احتمالی جذاب‌تر می‌شید. چه بخواید کو-برندینگ کنید، چه اسپانسر بگیرید و چه پروژه‌های مشترک انجام بدید، یه برند معروف بودن یه امتیاز بزرگ محسوب میشه.

مثلاً، فیلم باربی در مورد انتخاب تبلیغات و همکاری‌ها دستش کاملاً باز بود، و همه این‌ها به خاطر این بود که باربی یه برندیه که همه جای دنیا می‌شناسنش و عاشقشن. برندها صف کشیده بودن تا باهاش همکاری کنن و از اون شناخت گسترده و حس مثبت باربی استفاده کنن.

حتی برند چمدان‌های لوکس Beis هم از این فرصت استفاده کرد و یه سری چمدان با الهام از باربی عرضه کرد.

این نوع اتحاد استراتژیک فقط وقتی ممکنه که شما یه درک قوی از اینکه برندتون چقدر تو بازار شناخته شده و چه اعتباری داره، داشته باشید.

۱۰ معیار برای اندازه‌گیری آگاهی از برند

آگاهی از برند تو همون مراحل اول سفر مشتری اتفاق می‌افته و معمولاً اثر غیرمستقیمی روی موفقیت کسب‌وکار داره. به همین دلیله که برندها معمولاً تو اندازه‌گیری دقیق آگاهی از برند حسابی به مشکل می‌خورن.

۱۰ معیار کلیدی برای آگاهی از برند وجود داره که باید دنبال کنید تا یه تصویر شفاف از سلامت و تأثیر برندتون به دست بیارید. هر کدوم از این معیارهای شبکه‌های اجتماعی یه دید منحصر به فرد در مورد حضور برند شما تو ذهن مصرف‌کننده‌ها ارائه میدن.

۱. احساسات مشتری (Customer Sentiment)

احساسات مشتری در واقع بارِ عاطفی پشت نظرات و نگرش‌های مشتری‌ها نسبت به برند شماست. این معیار بهتون اجازه میده یه نگاهی بندازید به اینکه مردم واقعاً درباره کسب‌وکارتون چه حسی دارن؛ خوشحالن، عصبانی یا بی‌تفاوت؟

تحلیل احساسات (Sentiment Analysis) از روی نظرات، کامنت‌های شبکه‌های اجتماعی و نظرسنجی‌ها، مشخص می‌کنه که کدوم قسمت‌ها مشتری‌ها رو هیجان‌زده می‌کنه و کدوم قسمت‌ها نیاز به کار بیشتری داره.

ابزارهای گوش دادن اجتماعی، احساسات مشتری‌ها رو توی میلیون‌ها مکالمه آنلاین جمع‌آوری و تحلیل می‌کنن. حتی اگه میزان اشارات به برندتون یهو بالا بره، بهتون هشدار میدن. 

این اطلاعات مثل یه عکس فوری عمل می‌کنه و تأثیر کارهایی که انجام دادید رو نشون میده — حالا می‌خواد معرفی یه محصول جدید باشه، یه کمپین بازاریابی یا حتی یه تغییر تو رویکرد پشتیبانی مشتری. روندهای موجود در این احساسات به شما هشدار میدن که مواظب باشید یه مشکل کوچیک، بزرگ نشه، یا تأیید می‌کنن که تغییراتی که ایجاد کردید واقعاً داره جواب میده.

حواستون به این سرنخ‌های احساسی که مشتری‌ها میدن باشه تا بتونید داستانی که دور برندتون می‌چرخه رو شکل بدید و مطمئن بشید که همیشه مثبت باقی می‌مونه و تو ذهن همه هست.

۲. حجم جستجوی برند (Branded Search Volume)

آیا مشتری‌ها مستقیماً اسم کسب‌وکار شما رو سرچ می‌کنن؟ یا دنبال یه سری کلمات کلی میگردن که در نهایت به شما میرسن؟

حجم جستجوی برند یعنی اینکه مردم چقدر و چند بار مشخصاً اسم برند شما رو جستجو می‌کنن. این معیار مستقیماً نشون میده که مردم چقدر برند شما رو به یاد میارن و می‌شناسن و مشخصاً دنبالتون می‌گردن.

این رویکرد یکپارچه، داده‌های گوش دادن (social listening) رو مستقیماً به کارهای انتشار محتوا و پشتیبانی مشتری شما وصل می‌کنه.

۳. نظرسنجی از مشتریان (Customer Surveys)

نظرسنجی یعنی اینکه مستقیماً از مخاطب‌هاتون بپرسید چقدر برند شما رو می‌شناسن و چه تصوری ازش دارن.

نظرسنجی‌ها به شما داده‌های فیلتر نشده رو مستقیم از منبع اصلی (یعنی مشتری) میدن. دیگه مجبور نیستید حدس بزنید یا داده‌ها رو تفسیر کنید؛ جواب‌های واضح و شفاف می‌گیرید.

به علاوه، می‌تونید نظرسنجی‌ها رو جوری تنظیم کنید که هم تشخیص برند (آیا برند شما رو می‌شناسن؟) و هم یادآوری برند (آیا بدون کمک، اسم برند شما یادشون میاد؟) رو اندازه بگیرن.

۴. داده‌های Google Trends

داده‌های Google Trends الگوی حجم جستجوی اسم برندتون رو در طول زمان نشون میده. این ابزار رایگان نوسانات فصلی و روندهای رشد بلندمدت رو بهتون نشون میده.

این شاخص‌های اصلی رو دنبال کنید:

  • تغییرات حجم جستجو ماه به ماه
  • اوج گرفتن‌های فصلی علاقه برای زمان‌بندی کمپین‌ها
  • توزیع جغرافیایی جستجوها

مقایسه علاقه جستجوی برند خودتون با رقبا هم یه تصویر واضح از جایگاه فعلی شما بهتون میده.

۵. سهم صدا (Share of Voice یا SoV)

سهم صدا (SOV) یعنی بفهمیم برند شما چقدر از کیک بازار رو مال خودش کرده. این معیار اندازه می‌گیره که شما چقدر تو صنعت خودتون حرف اول رو می‌زنید و چقدر صدای برندتون بلنده.

هر چقدر سهم بیشتری از بازار داشته باشید، برند شما هم برای مشتری‌های فعلی و هم مشتری‌های احتمالی، با نفوذتر و معتبرتر می‌شه.

SOV نشون میده که شما در مقایسه با رقبا کجا ایستادید و چطور می‌تونید حضورتون رو قوی‌تر کنید. مثلاً فرض کنید شما تو تعاملات شبکه‌های اجتماعی خیلی قوی هستید، ولی تو موارد خبری (Press Mentions) عقبید. دونستن این موضوع به استراتژی شما جهت میده و کمکتون می‌کنه سهم بزرگ‌تر و بهتری از کل صحبت‌ها به دست بیارید.

داده‌ها رو از داشبورد شبکه‌های اجتماعی خودتون بگیرید و ازشون برای نظارت بر روندها، پیدا کردن الگوها و ارزیابی واکنش‌های احساسی نسبت به کلمات کلیدی، هشتگ‌ها، برندها یا صنعت‌های خاص استفاده کنید.

۶. ارزش رسانه کسب شده (Earned Media Value)

ارزش رسانه کسب شده (Earned Media Value) یه روش دیگه‌ است که می‌تونید برای اندازه‌گیری آگاهی از برند ازش استفاده کنید. این همون پوششیه که برند شما بدون پرداخت پول به دست میاره — یعنی اینکه اسمتون تو اخبار، نقد و بررسی‌ها، پست‌های وبلاگ و تعریف‌های شبکه‌های اجتماعی بیاد. این معیار نشون میده که بقیه به صورت طبیعی و ارگانیک چقدر درباره برند شما حرف میزنن.

این مثل یه رأی اعتماد از طرف عموم مردمه. وقتی بقیه درباره برند شما حرف می‌زنن، نفوذ و اعتبار شما رو چندین برابر می‌کنه. با نظارت بر حجم و احساسات این اشاره‌ها، می‌تونید بفهمید برندتون چقدر تو بازار شناخته شده و مورد احترام قرار گرفته.

۷. ترافیک ارجاعی و بک‌لینک‌ها (Referral Traffic and Backlinks)

ترافیک ارجاعی و بک‌لینک‌ها یعنی اینکه چند بار از طریق لینک‌های خارجی که تو سایت‌های دیگه هستن (مثل وبلاگ‌ها، سایت‌های خبری یا پلتفرم‌های اجتماعی) آدم‌ها وارد وب‌سایت شما میشن.

ردیابی ترافیک ارجاعی نشون میده که کدوم منابع بیرونی باعث میشن مردم به سایت شما سر بزنن. اگه از منابع معتبر ترافیک ارجاعی بالایی داشته باشید، اعتبار برند شما قوی‌تر میشه و بازدید سایتتون بالاتر میره. اگه کلی سایت به شما لینک بدن، یعنی بقیه دارن درباره برند شما حرف می‌زنن و ارزشش رو می‌دونن.

به علاوه، اگه این ارجاعات از طرف اینفلوئنسرها یا رهبران فکری صنعت شما باشن، یعنی اعتبار برندتون حسابی تأیید شده.

۸. ترافیک جستجو (Search Traffic)

تعداد آدم‌هایی که از طریق موتورهای جستجو (مثل گوگل) وب‌سایت شما رو پیدا می‌کنن، نشون میده که مردم چقدر فعالانه دنبال برند شما یا راه‌حل‌هایی که ارائه می‌دید هستن. این یعنی برند شما برای مشتری‌هایی که نیازهای مرتبط دارن، اولین چیزیه که به ذهنشون میاد، و این یک راه هوشمندانه برای سنجش آگاهی از برنده.

این معیار نشون میده که تلاش‌های بازاریابی شما، مخصوصاً تو حوزه‌ی سئو (SEO) و بازاریابی محتوا، مستقیماً به دیده شدن برند شما تو نتایج جستجو کمک می‌کنه.

از این معیار استفاده کنید تا ببینید برندتون چقدر تو بازار نفوذ کرده و فرصت‌ها رو برای بهبود بیشتر دیده شدن و آگاهی پیدا کنید.

۹. نرخ تبدیل (Conversions)

نرخ تبدیل وقتیه که علاقه تبدیل به عمل میشه — مثلاً وقتی کسی که فقط سر میزد، تبدیل به خریدار میشه یا یک دنبال‌کننده، مشتری شما میشه. نرخ تبدیل رو پیگیری کنید تا بفهمید نه تنها چند نفر برند شما رو می‌شناسن، بلکه چند نفر باهاش تعامل می‌کنن.

آگاهی بالای برند اغلب منجر به نرخ تبدیل بالاتری میشه. وقتی مردم برند شما رو می‌شناسن و بهش اعتماد دارن، احتمال بیشتری داره که از مرحله “فکر کردن” بپرن به مرحله “خرید کردن”.

استفاده از ابزارهایی مثل Google Analytics برای گزارش‌گیری و ردیابی تبدیل‌ها، یک لایه دقت بیشتر به درک شما از تأثیر برندتون اضافه می‌کنه. گزارش‌های تبدیل در Google Analytics بینش‌های دقیقی در مورد هر رویداد تبدیل می‌ده، فرقی نمی‌کنه پر کردن فرم سرنخ (لید)، اشتراک ایمیل، بازدید منحصر به فرد از صفحات یا فروش باشه.

به علاوه، ادغام این معیارها، عملکرد تیم شما رو تو کانال‌ها و اکانت‌های اجتماعی مختلف به صورت کمی مشخص می‌کنه. این کار بهتون اجازه میده روندها رو دنبال کنید، بفهمید چه چیزی داره جواب میده و مشکلات قسمت‌هایی از وب‌سایت یا محتواتون که عملکرد ضعیفی دارن رو حل کنید.

۱۰. تعاملات شبکه‌های اجتماعی (Social Media Engagement)

وقتی مردم با محتوای شما از طریق لایک، کامنت، اشتراک‌گذاری و ذخیره کردن تعامل می‌کنن، نشون میده که به چیزهایی که به اشتراک می‌ذارید، علاقه‌مند هستند. وقتی دارید تصمیم می‌گیرید چطور آگاهی از برند رو اندازه بگیرید، حتماً این معیارها رو در نظر بگیرید.

هر چقدر آدم‌های بیشتری با محتوای شما تعامل کنن، الگوریتم‌ها هم اون رو بیشتر تو فید بقیه نشون میدن و این باعث میشه برند شما بیشتر دیده بشه. ردیابی این تعاملات بهتون یه اندازه مستقیم میده از اینکه محتوای شما چقدر برای مخاطبتون جذاب و مرتبط هست.

با استفاده از داده‌هایی که از کانال‌های مختلف جمع می‌کنید، می‌تونید انواع محتوا و بهترین زمان‌ها برای تعامل بالا رو مشخص کنید. از این اطلاعات استفاده کنید تا محتوایی برنامه‌ریزی کنید که بیشترین تعامل رو به همراه داشته باشه و آگاهی از برند شما رو محکم‌تر کنه.

به اندازه‌گیری آگاهی از برند مسلط شوید و از رقیبا جلو بزنید

این معیارها، آگاهی از برند رو از یک حدس و گمان تبدیل به یک استراتژی واقعی می‌کنن. اندازه‌گیری بر اساس داده‌ها، بینش‌های هدفمندی بهتون میده که تأثیر برندتون رو بیشتر می‌کنه و رشد کسب‌وکارتون رو سرعت می‌بخشه.

در این بلاگ  دیدیم که آگاهی از برند نه تنها اعتماد مشتری و وفاداری رو می‌سازه، بلکه عاملی حیاتی در ارزیابی عملکرد بازاریابی و تعیین جایگاه رقابتی ماست. برای تبدیل این مفهوم انتزاعی به استراتژی، ۱۰ معیار کلیدی مانند حجم جستجوی برند، سهم صدا (SOV) و احساسات مشتری رو معرفی کردیم. با ردیابی مداوم این شاخص‌ها، می‌تونیم از حدس و گمان فاصله بگیریم و با اطمینان، محتوای خودمون رو هدفمند کنیم تا برندمان همواره در ذهن مخاطب حضور داشته باشه و مسیر رشد کسب‌وکارمون رو تسریع کنه.

ممنون از توجهتون

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط