بازاریابی وابسته (affiliate) یا اینفلوئنسر مارکتینگ در سال ۲۰۲۵؟

اینکه شما کدوم طرف این بحث وایسید، بازاریابی وابسته (affiliate marketing) یا اینفلوئنسر مارکتینگ، کاملاً بستگی به هدف‌هاتون و خروجی‌هایی داره که دنبالش هستید. هر دوتا از این روش‌ها جزو قدرتمندترین استراتژی‌های دیجیتال مارکتینگ هستن. اما اگه نتونید فرق‌ها و مزیت‌های خاص هر کدوم رو درک کنید یا ندونید چطور ترکیبشون کنید و کدومش واقعاً بازگشت سرمایه میده، ممکنه کلی فرصت از دست بدید یا بودجتون رو هدر بدید.

اگه هنوز نمی‌دونید کدوم مسیر رو باید برید، لازمه بدونید دقیقاً این دو روش چطوری کار میکنن، کی باید ازشون استفاده کرد، و چرا ترکیب کردنشون معمولاً بهترین نتیجه رو میده. در این بلاگ قراره باهم جواب همین سوال‌ها رو پیدا کنیم.

بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing) یعنی چی؟

بازاریابی وابسته یه روش تبلیغاتی مبتنی بر عملکرده. یعنی شرکت‌ها به شرکای بیرونی (که بهشون میگن افیلیت یا همکار فروش) بابت فروش یا جذب مشتری که از طریق تبلیغات اون‌ها انجام شده، پورسانت میدن. خلاصش اینه: فقط وقتی پول می‌گیرن که واقعاً کاری انجام بدن مثلاً یه فروش واقعی، یه ثبت‌نام، یا هر اقدامی که برای برند ارزشمنده.

زمانی این مدل بیشتر محدود به سایت‌های تخفیف، مقایسه قیمت، نقد و بررسی محصول و پلتفرم‌های کش‌بک بود. ولی با اومدن اینفلوئنسر مارکتینگ، مدل بازاریابی وابسته هم تغییر کرده و مدرن‌تر شده.

مثلا اگه روی دکمه‌ی «خرید از Tackle Warehouse» برای چوب ماهیگیری Shimano Poison Adrena B Series کلیک کنی، از طریق یه لینک افیلیت (وابسته) به سایت فروشنده هدایت میشی:

https://www.tacklewarehouse.com/…from=w2fish

اون تگ from=w2fish توی لینک به فروشنده میگه که مشتری از کجا اومده و به این ترتیب سایت wired2fish.com پورسانتش رو دریافت میکنه.

مرز باریک افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ

امروزه شبکه‌های اجتماعی باعث شدن تفاوت بین افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ خیلی کم‌رنگ بشه. مثلاً به این پست اینستاگرامی از صفحه‌ی Making Frugal Fun نگاه کن:

توی این پست، اینفلوئنسر تجربه‌ی واقعی خودش با ظروف آشپزی برند Our Place رو به اشتراک گذاشته و از فالوئرها خواسته از طریق یه لینک افیلیت محصول رو بخرن. لینکی که استفاده کرده یه شناسه‌ی خاص داره که مشخص می‌کنه مشتری از کجا اومده و پورسانت اینفلوئنسر رو محاسبه میکنه.

هزینه‌ی افیلیت مارکتینگ چقدره؟

بسته به نوع صنعت، معمولاً کسب‌وکارها بین ۵٪ تا ۵۰٪ پورسانت پرداخت میکنن. (البته محصولات دیجیتال و نرم‌افزارها معمولاً درصد بالاتری دارن نسبت به کالاهای فیزیکی). پرداخت‌ها می‌تونن به صورت مبلغ ثابت، درصدی، یا پلکانی باشن که توی مدل پلکانی، افرادی که فروش بالاتری دارن، پورسانت بیشتری می‌گیرن.

پلتفرم‌هایی مثل Impact، ShareASale و Commission Junction بیشتر فرایندهای افیلیت مارکتینگ رو اتوماتیک انجام میدن. یعنی کلیک روی لینک، خرید و تبدیل‌ها رو ردیابی می‌کنن و پرداخت به افیلیت‌ها رو یا ماهانه انجام میدن یا وقتی مبلغ به حداقل مشخصی رسید.

مهم‌ترین معیارهایی که باید توی افیلیت مارکتینگ دنبال کنی

اگه می‌خوای از افیلیت مارکتینگ بیشترین سود رو دربیاری باید فراتر از ROI کلی (بازگشت سرمایه) بری.

درسته که ROI شاخص نهایی برای سلامت کمپین و سودآوریه، ولی این معیارهای جزئی‌تر کمک می‌کنن ببینی کجاها می‌تونی بهینه‌سازی کنی و بازده رو چند برابر کنی:

  • درآمد و حاشیه سود هر افیلیت: نشون میده کدوم همکاری رو باید ادامه بدی، کدوم‌ رو آموزش بدی و کدوم رو حذف کنی.
  • نرخ کلیک (CTR): مشخص میکنه آیا افیلیت‌ها دارن ترافیک مرتبط به سمت محصولاتت می‌فرستن یا نه.
  • نرخ تبدیل هر افیلیت: کمک می‌کنه بفهمی کجا توی قیف فروشت ترافیک افت کیفیت داره.
  • میانگین ارزش سفارش: نشون میده مشتری‌هایی که افیلیت‌ها می‌فرستن ارزش بالایی دارن یا نه.

با بررسی این موارد، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری:
آیا باید افیلیت‌های جدید جذب کنی؟
ساختار پورسانت رو تغییر بدی؟
یا به افیلیت‌های فعلی مشاوره بدی تا بهتر تبلیغ کنن؟

مثلاً اگه یه افیلیت ترافیک زیادی می‌فرسته ولی فروشش پایینه، شاید مشکل از نرخ پورسانت نباشه؛ ممکنه مخاطب‌هاش اصلاً با محصول تو مچ نباشن.

اینفلوئنسر مارکتینگ یعنی چی؟

تو اینفلوئنسر مارکتینگ، برندها با تولیدکننده‌های محتوا همکاری می‌کنن تا محصولاتشون رو توی صفحات شبکه‌های اجتماعی تبلیغ کنن. برخلاف افیلیت مارکتینگ، معمولاً اینجا شرکت‌ها به اینفلوئنسر پول ثابتی میدن تا براشون محتوا بسازه، تمرکز هم بیشتر روی دیده شدن برند و جلب اعتماد کاربره، نه الزاماً فروش مستقیم.

چهار سطح اصلی اینفلوئنسر داریم:

  • نانو اینفلوئنسر: کمتر از ۱۰ هزار فالوئر
  • میکرو اینفلوئنسر: بین ۱۰ هزار تا ۱۰۰ هزار فالوئر
  • ماکرو اینفلوئنسر: بین ۱۰۰ هزار تا یک میلیون فالوئر
  • مگا اینفلوئنسر: بالای یک میلیون فالوئر

درسته که ماکروها و مگاها فالوئر بیشتری دارن، اما فالوئرهاشون ممکنه فقط دنبال‌کننده‌های بی‌حس باشن، نه لزوماً فعال. برای همین نباید نانو و میکرو اینفلوئنسرها رو به خاطر فالوئر کمشون دست‌کم گرفت، چون معمولاً جامعه‌ی کوچیکترشون تعامل خیلی بالاتری داره.

اتفاقاً همین تعامل بالا باعث میشه که اینفلوئنسرهای کوچیک، توی ایجاد اعتماد و ترغیب به خرید خیلی قوی‌تر عمل کنن.

یه نمونه‌ی جالب از این قضیه، بررسی دستگاه برش LokLik توسط میکرو اینفلوئنسر Ashleigh Monet توی یوتوبه. اون توی ویدیو هم نقاط قوت دستگاه رو نشون میده، هم ضعف‌هاش رو، و یه تجربه‌ی واقعی همراه با آموزش به مخاطبش ارائه میده. چون لینک افیلیت رو هم توی توضیحات گذاشته، به‌خوبی تونسته صداقت و تاثیرگذاری یه اینفلوئنسر رو با قابلیت رهگیری افیلیت مارکتینگ ترکیب کنه.

تفاوت اصلی چیه؟

توی اینفلوئنسر مارکتینگ، برند به خاطر دیده شدن و ارتباط با مخاطب هزینه پرداخت می‌کنه، یعنی حتی اگه فروش مستقیمی هم اتفاق نیفته، باز هم برند داره سود می‌بره؛ اما توی افیلیت مارکتینگ، فقط برای فروش و تبدیل واقعی پاداش داده میشه.

الان بیشتر تولیدکننده‌های موفق محتوا، یه جورایی تبدیل شدن به اینفلوئنسرهایی که افیلیت مارکتینگ هم انجام میدن. یعنی بسته به برند و اهداف کمپین، استراتژیشون رو تنظیم میکنن.

هزینه‌ی اینفلوئنسر مارکتینگ

با اینکه هر روز اینفلوئنسرهای جدیدی وارد این فضا میشن، هنوز هم این روش نسبتاً مقرون‌به‌صرفست. طبق گزارش‌های ۲۰۲۵ ، تقریباً نصف اینفلوئنسرها برای هر پست بین ۲۵۰ تا ۱۰۰۰ دلار می‌گیرن ولی ۷۱٪ اون‌ها برای همکاری‌های بلندمدت (چند پست با هم) تخفیف میدن، که برای برندها خیلی به‌صرفه‌تر درمیاد. ۲۵٪ دیگه هم گفتن که احتمال داره در آینده تخفیف بدن، یعنی نشون میده قیمت‌گذاری این حوزه هنوز جای انعطاف زیادی داره.

این شرایط باعث میشه برندها بتونن با بودجه‌ی محدود هم با این افراد خلاق همکاری کنن و در عین حال بهشون دستمزد منصفانه بدن، به‌خصوص اگه محصول باکیفیت باشه یا همکاری خلاقانه و هماهنگ طراحی شده باشه.

معیارهای مهم در اینفلوئنسر مارکتینگ که باید پیگیری کنی

همون‌طور که در افیلیت مارکتینگ، دنبال کردن بازگشت سرمایه (ROI) خیلی مهمه، توی اینفلوئنسر مارکتینگ هم باید بدونی هر دلاری که خرج می‌کنی چه تأثیری روی درآمد داره. با اینکه شاخص‌ها ممکنه متفاوت باشن، ولی رویکرد اندازه‌گیری یکیه:
اول ببین پولی که خرج کردی چقدر درآمد آورده، بعد برو عقب‌تر و اون معیارهایی رو بررسی کن که کمک می‌کنن بهتر نتیجه بگیری و ROI رو ثابت کنی.

چند تا معیار کلیدی که باید حتماً زیر نظر بگیری:

  • ROI و ROAS (بازگشت سرمایه از تبلیغات): مشخص می‌کنه سرمایه‌گذاری روی اینفلوئنسرها چقدر سود داشته.
  • تخصیص تبدیل (Conversion Attribution): نشون میده هر اینفلوئنسر با لینک افیلیت خودش، دقیقاً چقدر فروش ایجاد کرده.
  • ارزش رسانه‌ای کسب‌شده (Earned Media Value): ارزش معادل تبلیغاتیه که از طریق دیده شدن ارگانیک به دست آوردی.
  • نرخ تعامل در مقابل نرخ تبدیل: معلوم می‌کنه تعامل بالا واقعاً منجر به خرید شده یا فقط لایک و کامنت بوده.
  • هزینه‌ی جذب هر مشتری (CPA) براساس سطح اینفلوئنسر: مقایسه می‌کنه که نانو، میکرو، ماکرو یا مگا اینفلوئنسرها چقدر برات هزینه‌بر بودن تا یه مشتری جذب کنن.

تحلیل این داده‌ها بهت کمک می‌کنه تصمیم بگیری که مثلاً:

  • بودجت رو به اینفلوئنسرهای کوچیک‌تر بدی،
  • قراردادها رو به‌جای مبلغ ثابت، براساس عملکرد ببندی،
  • یا کلاً استراتژی محتواییت رو تغییر بدی.

مثلاً اگه می‌بینی میکرو اینفلوئنسرها CPA بهتری دارن نسبت به ماکروها، شاید بهتر باشه بودجت رو به سمت اینفلوئنسرهای خاص‌تر و هدفمند ببری.

افیلیت مارکتینگ یا اینفلوئنسر مارکتینگ؟ ۶ تفاوت مهم

تفاوت اصلی این دو روش توی این خلاصه میشه:
افیلیت مارکتینگ، معامله‌محوره؛ ولی اینفلوئنسر مارکتینگ، رابطه‌محوره.
یکی برای نتیجه‌ی قطعی پول میده، اون یکی برای اعتمادسازی خرج می‌کنه.

همین فرق پایه‌ای باعث میشه بقیه چیزها از نحوه‌ی اجرا گرفته تا نحوه‌ی مدیریت و تحلیل نتایج، کاملاً متفاوت بشن.

تفاوت‌های کلیدی بین افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ

ویژگیافیلیت مارکتینگاینفلوئنسر مارکتینگ
هدف اصلیفروش فوری و تبدیل سریعآگاهی از برند و ایجاد اعتبار
ساختار پرداختپورسانتی (فقط وقتی نتیجه بده، پرداخت می‌کنی)پرداخت ثابت اولیه + احتمال پاداش اضافی
میزان ریسکریسک مالی پایین (پرداخت فقط برای فروش واقعی)ریسک بالاتر به خاطر هزینه‌ی اولیه
کنترل روی محتوامحدود (افیلیت‌ها خودشون نحوه تبلیغ رو انتخاب می‌کنن)زیاد (برند و اینفلوئنسر با هم روی محتوا کار می‌کنن)
اصالت محتوابستگی به نوع افیلیت داره (خیلی متنوعه)معمولاً واقعی‌تر و شخصی‌تره
اندازه‌گیری عملکردقابل ردیابی مستقیم با لینک‌های پیگیریپیچیده‌تر، چون هم آگاهی می‌سازه هم ممکنه منجر به فروش بشه

لزومی نداره بین افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ یکی رو انتخاب کنی، خیلی از برندهای حرفه‌ای از هر دو استفاده می‌کنن. 

اما یادت باشه که انتخاب تو بستگی داره به اولویت‌هات و نوع صنعتت. مثلاً: می‌خوای اول روی اعتمادسازی برند سرمایه‌گذاری 

کنی؟ یا ترجیح میدی فقط وقتی پول بدی که فروش قطعی انجام شده باشه؟

کی سراغ اینفلوئنسر مارکتینگ بریم؟ کی افیلیت؟

انتخاب بین این دو روش کاملاً وابسته‌ به هدف اصلی و روش ارزیابی موفقیتت هست.

اول از همه باید بدونی که چی برات مهمتره:

  • دنبال آگاهی و دیده شدن برند هستی؟
  • یا فروش و تبدیل مستقیم؟

بعدش به بودجه‌ و نیاز محتواییت نگاه کن ببین کدوم مدل برات منطقی‌تر و به‌صرفه‌تره.

بد نیست یه نگاهی هم بندازی به ویژگی‌های مخاطب پارتنرهایی که باهاشون کار می‌کنی، استراتژی رقبا و اینکه چطور برندت رو بهترین شکل ممکن موقعیت‌گذاری کنی. جواب دادن به این سوال‌های پایه، میتونه جهت کلی کمپین‌هات رو مشخص کنه.

چه زمانی از افیلیت مارکتینگ استفاده کنیم؟

افیلیت مارکتینگ معمولاً زمانی خوب جواب میده که مشکل اصلی‌ت تبدیل (conversion) باشه. یعنی مردم محصولت رو می‌شناسن، ولی نیاز داری راحت‌تر و سریع‌تر به مشتری‌های واقعی برسی، اون‌جا این روش خیلی به‌دردت می‌خوره.

یه مثال خیلی خوب از این موضوع، برنامه‌ی افیلیت Notion هست:

این شرکت برای هر ثبت‌نام ۵۰ دلار میده و علاوه بر اون، ۲۰٪ از درآمد سال اول مشتری رو هم به افیلیت اختصاص میده.
چرا؟ چون مطمئنه نرخ تبدیل از تست رایگان به خرید واقعی و طول عمر مشتری‌هاش اون‌قدر خوب هست که این هزینه‌ها رو جبران کنه.

همون‌طور که توی اینفلوئنسر مارکتینگ دیدیم، افیلیت مارکتینگ هم فقط وقتی جواب میده که تبلیغ‌ها شبیه محتوای طبیعی باشن، نه تبلیغات مستقیم.
اگه خواستی این مسیر رو بری، حواست باشه نیفتی تو دام اینکه فقط لینک رو همه‌جا پخش کنی و منتظر کلیک بمونی این روش پایدار نیست. افیلیت مارکتینگِ موفق بیشتر شبیه شبکه‌ی ارجاع (رفرال) عمل می‌کنه. یعنی باید با کسایی همکاری کنی که مخاطب‌هاشون واقعاً به توصیه‌هاشون اعتماد دارن.

چه زمانی از اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده کنیم؟

وقتی مشکل اصلیت کم دیده شدن برنده، اینفلوئنسر مارکتینگ میتونه نجاتت بده. بعضی وقتا مردم باید یه محصول رو توی زندگی واقعی کسی ببینن تا به خریدش فکر کنن، در این حالت، محتوای یه اینفلوئنسر می‌تونه مثل توصیه‌ی یه دوست عمل کنه، نه یه تبلیغ رسمی.یه مثال خوبش استراتژی برند Sanrio برای Hello Kitty Cafe Truck هست.
به جای اینکه فقط برای تبلیغات پول بده، یه تجربه واقعی و جذاب خلق کرده که مردم دوست دارن توی شبکه‌های اجتماعیشون به اشتراک بذارن. این کامیون کافه توی شهرهای مختلف آمریکا می‌چرخه و کلی هیجان و حس اجتماع ایجاد می‌کنه و محتوایی که ازش تولید میشه، واقعی و معتبره، چون واقعاً یه تجربه‌ی خاصه.

سخت‌ترین بخش اینفلوئنسر مارکتینگ چیه؟

اندازه‌گیری اثربخشی دقیق
چون داری روی چیزی سرمایه‌گذاری می‌کنی که آروم‌آروم اعتبار برندتو می‌سازه و ممکنه مشتری‌ها بلافاصله تبدیل نشن.
اگه دنبال نتیجه سریع و قابل اندازه‌گیری هستی، افیلیت مارکتینگ بهتره.
اما اگه هدفت ساختن برند و افزایش سرنخ‌های طولانی‌مدته، اینفلوئنسر مارکتینگ میتونه قوی‌تر عمل کنه.

چطور افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکتینگ رو با هم ترکیب کنیم؟

الان خیلی از تولیدکننده‌های محتوا هم افیلیت هستن، هم اینفلوئنسر.
اگه این دو رو به‌جای جدا دونستن، مکمل هم بدونی، نتیجه‌هات هماهنگ‌تر، قابل اندازه‌گیری‌تر و مؤثرتر میشن.

چطور این هماهنگی رو ایجاد کنیم؟

هدف رو با تولیدکننده‌ی محتوا درست مچ کن!

انتخاب اینفلوئنسر مناسب برای هدف مناسب، یکی از مهم‌ترین (و معمولاً نادیده‌گرفته‌شده‌ترین) بخش‌های کاره؛ درسته که تعداد فالوئر وسوسه‌کنندست، ولی اون چیزی که واقعاً مهمه، فرمت محتوا و قصد مخاطبه.

مثلاً یه تولیدکننده با ۲۰ هزار فالوئر که مردم به خاطر آموزش‌های دقیق یا نقدهای واقعیش می‌شناسن، میتونه فروش افیلیت قوی‌ای داشته باشه چون مخاطبش واقعاً باهاش درگیره.

از طرف دیگه، یه اینفلوئنسر سبک زندگی با ۱ میلیون فالوئر ممکنه برای آگاهی برند و داستان‌گویی ابتدای قیف فروش خیلی مناسب‌تر باشه.

قبل از انتخاب اینفلوئنسرها، حتماً یه بررسی دقیق روی فرمت محتواشون داشته باش:

  • آیا پست‌های خریدپذیر (shoppable) زیاد میذارن؟
  • آیا مخاطبشون عادت داره از پیشنهادهاش خرید کنه؟

مثلاً اگه یکی مدام پست‌هایی مثل «وسایل مورد علاقه‌» میذاره، احتمالاً توی کمپین‌های عملکردمحور نتیجه‌ی خیلی خوبی میده حتی اگه تعداد فالوئرهاش کم باشه.

لندینگ‌پیج اختصاصی برای ترافیک اینفلوئنسرها بساز

وقتی کل ترافیک اینفلوئنسرها رو می‌فرستی به یه صفحه‌ی عمومی (مثلاً صفحه اصلی سایت)، یعنی یه فرصت طلایی رو از دست دادی!

لازم نیست برای هر اینفلوئنسر یه لندینگ‌پیج جدا طراحی کنی، ولی باید بتونی اونا رو بر اساس نوع محتوا یا نوع مخاطب دسته‌بندی کنی و لینکشون رو به صفحه‌ای بفرستی که واقعاً براشون جذاب و مرتبط باشه.

مثلاً اگه سه تا اینفلوئنسر دارن کالکشن “بازگشت به مدرسه” رو تبلیغ می‌کنن، یه لندینگ‌پیج مشترک با تم مدرسه‌ای براشون بساز، متن و عکس‌هایی که به سبک پیام اون‌ها نزدیکه بذار تا کاربر وقتی از پست اینستا میاد توی سایت، یه تجربه‌ی هماهنگ و طبیعی داشته باشه.

میتونی اسم اینفلوئنسر، کد تخفیف اختصاصی یا انتخاب‌های خاصش از محصولات رو هم توی صفحه بذاری تا اعتماد بیشتری جلب بشه و نرخ پرش پایین‌تر بیاد.

در نهایت، کدوم رو انتخاب کنیم؟ افیلیت یا اینفلوئنسر مارکتینگ؟

واقعیت اینه که نباید بین این دوتا یکی رو انتخاب کنی؛ برندهای حرفه‌ای از هر دو با هم استفاده می‌کنن:

  • اینفلوئنسر مارکتینگ برای معرفی صادقانه‌ی محصول
  • افیلیت مارکتینگ برای هدایت هدفمند کاربر به سمت خرید و تبدیل

پس در این بلاگ کاربرد افیلیت مارکتینگ و اینفلوئنسر مارکیتنگ و تفاوت‌های اونها رو یاد گرفتیم. فهمیدیم نقاط قوت هر کدوم چیه و چطور میتونیم از ترکیب این دو روش استفاده کنیم؛ اما فراموش نشه که نتیجه‌ی هر کدوم نیاز به محاسبه و بررسی داره که برای همکاری‌های آینده با اینفلوئنسرها بتونیم تصمیمات بهتری بگیریم.

امیدواریم این بلاگ براتون مفید بوده باشه و بتونید از مطالبش استفاده‌ کنید.

ممنون از توجهتون

ترجمه و تلخیص: فاطمه شریف

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط